| كلام ولايت: | |
| اسلام را متهم كردن به اينكه از عقلانيت جداست و نسبت به عقل بىاعتناست، همانقدر ظالمانه است كه انكارِ يك امر بديهى؛ انكار منافع خورشيد يا انكار نور خورشيد. در كدام كتاب آسمانى اين همه مخاطبان امر شدهاند به تفكّر، به تعقل؛ «لعلّكم تتفكّرون»، «لعلّكم تعقلون»؛ به تدبر در آيات تكوينى الهى... امروز اگر دنياى غرب در كار علم و پيشرفت علمى موفقيتى دارد، كدام مورّخ و مطلعِ باانصافى است كه تصديق نكند كه اين را از دنياى اسلام گرفته است... مسألهى جهاد اسلام را هم نفهميدن و بد معرفى كردن، يك بىانصافى ديگر است. جهاد اسلام براى تحميل عقيده نيست؛ براى مبارزهى با كسانى است كه انسانها را به بردگى مىكشند. جهاد اسلام جنگ با ملتها نيست؛ بلكه جنگ با قدرتهاى ستمگر و ظالم است. رهبر معظم انقلاب، 27/6/1385 |
oبسم الله الرحمن الرحيم
بعثت پیامبر و ناله ی ابلیس
اللهم صل علی محمد و آله و سلم
بلغ العلی بکماله کشف الدجی بجماله
حسنت جمیع خصاله صلوا علیه و آله
قال الصادق علیه السلام:
رن ابلیس اربع رنات ، اولهن یوم لعن و حین اهبط الی الارض و حین بعث محمد صلی الله علیه و آله و سلم علی حین فترة من الرسل و حین نزل ام الکتاب و نخر نخرین ، حین آکل آدم من الشجره و حین اهبط من الجنه
امام صادق علیه السلام فرمودند:
ابلیس 4 بار شیون کرد ، نخستین بار روزی بود که به او لعنت شد و دیگر زمانی که به زمین فرود آمد و دیگر وقتی که محمد صلی الله علیه و آله و سلم پس از مدتی که پیامبر نیامده بود به پیامبری مبعوث گردید و دیگر زمانی بود که سوره حمد نازل شد و او دوبار شاد شد ، زمانی که آدم از آن درخت خورد و زمانی که او از بهشت فرود آمد.
کتاب الخصال/ج 1 / خصایص 4 گانه / حدیث 141/ شیخ صدوق
تربیت
ý مراحل رشد و تربیت فرزند
حضرت علی (ع) می فرمایند: خود و خانواده و فرزندانتان را تعلیم خیر دهید آنان را تربیت کنید.
پیامبر اعظم (ص) مراحل نخستین رشد انسان را به 3 بخش مهم تقسیم نموده اند:
- هفت سال اول : سید و آقا
- هفت سال دوم : مطیع و فرمانبردار
- هفت سال سوم : وزیر و مسوول
v هفت سال اول
در این زمان ، کودک ذهنی نارسا و جسمی ناتوان دارد، لذا باید توجه کرد که با دیده رافت و عطوفت به بچه بگاه کرد و بسیاری از خواسته هایش را برآورده کرد و پاسخ مثبت داد.
باید توجه داشت که این دوران ، دوران سیادت و آقایی کودک است نه دوران فرمانبرداری و اطاعت.
این دوران ثمرات ارزشمندی دارد که به اختصار به عرض می رسد:
ü شکوفایی استعدادهای نهفته در کودک
ü اعتماد کودک به پدر و مادر
ü مهیا شدن کودک برای دوران اطاعت
ü آرامش روحی و روانی کودک در دوران بعدی
ü ایجاد روحیه اعتماد به نفسز و پرئرش شخصیتی مستقل
پیامبر اعظم (ص) می فرمایند: تحرک و جنب و جوش کودک در خردسالی نشانه زیادی عقل او در بزرگسالی است.
v هفت سال دوم
در این زمان ، تغییرات قابل ملاحضه ای در تن و روان پدید می آید جسم قوی شده و ذهن رشد یافته و فهم افزایش می یابد.
این دوره مهمترین دوران ادب آموزی است. و ابتدای آموزش رسمی می باشد.
مهمترین آدابی که در این دوره یاد می گیرند:
1- سلام کردن
2- نظم و انضباط
3- شروع کارها با نام خدا
4- نظافت و تطهیر
5- احترام به بزرگتر
6- رعایت حق دیگران در کارها
7- آشنایی با آداب غذا خوردن و آشامیدن و معاشرت و سخن گفتن و خوابیدن و وضو گرفتن و غسل کردن و نماز و دعا و قرآن
فضایل و رذایل اخلاقی که در این دوران می توان تقویت کرد:
1- صداقت و راستگویی
2- پرهیز از دروغگویی و حسد و غیبت و تهمت و سخن چینی و ظلم و آزار به دیگران و ستیز و لجبازی و اسراف
3- انجام کارهای خیر و کمک به دیگران
4- به جا سخن گفتن و پرهیز از یاوه گویی
5- اهمیت قایل شدن به عهد و پیمان
6- سخاوت و بذل و بخشش
7- عفو و گذشت
8- قضاوت صحیح نسبت به خود و دیگران
9- یارو یاور مظلوم و دشمن ستمکار بودن
10-ذکر و یاد خداوند در همه حال
v هفت سال سوم
این دوران که از 15 سالگی شروع می شود همان دوران بلوغ و جوانی است.در این دوران به سبب بحران بلوغ خواهشها و تمایلات متفاوت و متضادی نشان داده می شود.
والدین در این دوران باید توجه داشته باشند که با رفتار خود به شعله ور شدن حساسیت جنسی جوان خود کمک نکنند. مثلا از رفت و آمدها و دید و بازدیدهایی که جوان با جنس مخالف زیاد برخورد می کند اجتناب ورزند.
بسم الله الرحمن الرحيم
بعداز بیان چند مطلب مقدماتی نظر عزیزان را به فهرست مطالبی که قرار است به عرض رسانیم را متذکر می شویم:
1- موضوع تربیت و مسایلی پیرامون آن
2- مراحل رشد و تربیت فرزند
3- دوران بلوغ
4- انحرافات جنسی و راه درمان آن
5- روش های ارتباط با کودکان و نوجوانان
6- زمینه های پرورش شخصیت
7- چند نمونه
8- نکات مهم و کاربردی در تربیت
ý موضوع تربیت
موضوع تعلیم و تربیت « انسان » است که از پیچیدگی روحی ، لطافت عاطفی ، دقت عقلی و ظرافت احساسی خاصی برخوردار است.
پرداختن به خویشتن و احساس وظیفه نسبت به تربیت خود و خانواده خود ، اساسی ترین وظیفه ماست. چنانچه در آیه 6 سوره 66 داریم:
« يا ايها الذين آمنوا قوا انفسکم و اهليکم نارا »
· والدین نباید همیشه انتظار داشته باشند که کودکان ، کارها را دقیق و بی اشکال به پایان برسانند.
· باید همواره از انتقاد و اعتراض نسبت به اعمال و رفتار کودک جدا خودداری کرد
· باید با تشویق و ستایش از زحمات و کارهای خوب و تکیه بر نقاط مثبت وی ، او را هدایت و ارشاد نمود.
· اساس و پایه اصلی شکل گیری شخصیت انسان در دوران هفت سال اول زندگی است. و به تعبیر پیامبر اعظم (ص) دوران سیادت و آقایی انسان است.
· عوامل زیر در تربیت و شکل گیری شخصیت موثر است:
1- نحوه ارتباط و هماخنگی پدر و مادر با یکدیگر
2- دوستی و معاشرت با اطرافیان
3- شخصیت هایی که در مقابل قرار می گیرند
4- معیارهایی که بر اساس آن تهدید یا تنبیه صورت می گیرد
5- ارزشهایی که مهم جلوه داده می شوند
6- چگونگی گذراندن اوقات فراغت
7- رسانه های ارتباط جمعی
تربیت
به حول و قوه الهی بنا داریم در مباحثی به مساله مهم و حیاتی تربیت بپردازیم. چیزی که همه موجودات به آن نیاز دارند و شخصیت هر کس در گرو تربیت اوست. اگر انسانی سه اصل زیر را همیشه در نظر داشته باشند، آن وقت رفتارشان در زندگی تفاوت خواهد کرد . رفتاری انسانی و الهی خواهند داشت و چون خود تربیت و تهذیب شده اند می توانند فرزندان خود را نیز بطور صحیح تربیت نمایند. در این مباحث از کتاب ارزشمند" والدین و مربیان مسوول نوشته استاد ارجمند آقای رضا فرهادیان" استفاده هایی شده است که عزیزان می توانند جهت مطالعه بیشتر به این کتاب وزین مراجعه نمایند.
سه اصل اساسی در نظام تربیتی اسلام:
1- توحید و خدا محوری، اولین اصل اعتقادی حاکم بر جهان بینی انسان
لقمان حکیم در مقام تعلیم و تربیت فرزند خود اولین اصل را توجه به وحدانیت و یگانگی خداوند بیان می کند « يا بنیّ لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظيم »
عنوان بصری از امام صادق (ع) درباره علم سوال کرد ، امام(ع) فرمودند : دانشی که در نزد ماست آموختنی نیست بلکه نوری است که خدا بر دل کسی که می خواهد هدایتش کند می افکند پس اگر خواستی از چنین دانشی بهره مند شوی در آغاز باید حقیقت بندگی را در خود طلب کنی و دانش را با به کار بستن آن طالب باشی و از خدا در خواست فهم کنی تا خداوند به تو بفهماند.
سوال کرد یا ابا عبدالله، حقیقت بندگی در چیست ؟
حضرت فرمودند: در سه چیز است:
· آن که بنده خدا در تمام آنچه که خدای متعال در اختیار وی قرار داده است مالکیتی برای خود نبیند زیرا بندگان حقیقی مالک هیچ چیز نمی شوند مال را مال خدا می بینند و هر جا که خدای تعالی دستورشان فرموده مصرف می کنند.
· آن که بنده برای خودش تدبیری نداشته باشد.
· و همه مشغولیتهای وی در اطاعت از اوامر و نواهی خدا باشد. پس هنگامی که بنده در داده های الهی برای خود مالکیتی نبیند انفاق برای او آسان می شود و هرگاه بنده ای تدبیر امور خود را به مدبرش واگذار کرد مصیبت های دنیا بر او آسان می شود و هرگاه بنده ای به آنچه خدای تعالی امر و نهی فرموده مشغول باشد فراغتی به او دست نمی دهد تا به مجادله و مباهات با مردم بپردازد و اگر خدای تعالی بنده ای را از روی اکرام به این سه صفت موفق بدارد دنیا و شیطان و خلق همگی در نظر او خوار و بی مقدار می شوند و از روی زیاده طلبی و یا فخر فروشی دنیا را نمی طلبند و آنچه را که در نزد مردم است به خاطر فخر یافتن و برتری جستن طلب نمی کنند و روزگار خود را به بطالت نمی گذرانند و تازه این اولین درجه تقواست.
2- تقوا اصل حاکم بر رفتار و اعمال
تقوا یعنی نگه داشتن خود از خطا و انحراف و خویشتن داری و در عمل خدا را در نظر داشتن.
3- ابتلا اصل حاکم بر بینش و نگرش انسان در ارتباط با حوادث جهان
همه حوادث و رویدادها و دریافت نعمت ها و نقمت ها به خاطر آزمایش است و نباید به خوشیهای دنیا دل بست و یا از رنجهای آن دلگیر شد بلکه رویدادها را باید وسیله ای برای کسب ارزشها و رسیدن به ترقی و کمال تلقی کرد.
یا ابا صالح المهدی :
بی روی تو هر کس گذرد لیل و نهارش
دلگیرتر از فصل خزان است بهارش


